ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

388

معجم البلدان ( فارسى )

دختر او را براى همسرى خود و دختر خود را براى همسرى خاقان خواستگارى و نامزد كرد تا دوست باشند و با هم بر ضد دشمنان همكارى كنند ، چون خاقان ، پذيرفت ، نوشيروان كنيزكى زيباروى خود را براى پادشاه خزر به جاى دختر خود بفرستاد و جهيزيهء شايستهء يك شاهدخت با او همراه كرد . خاقان نيز دختر خود را براى نوشيروان گسيل داشت . چون بدينجا رسيد نوشيروان به خاقان نوشت خوب است يكديگر را در فلان نقطه ديدار نماييم كه دوستى استوارتر گردد . او پذيرفت و بدانجا بيامد و روزى چند با هم بودند . پس نوشيروان يكى از سرداران خود را مأمور كرد با سيصد سرباز برگزيده نيم شبى بر گوشه‌اى از سپاه خاقان بتازد و او چنين كرد ، بامدادان خاقان كس فرستاد و گلايه نمود كه ديشب سپاهيان شما بر سپاه من تاختند نوشيروان كس نزد خاقان فرستاده گفت : اين يورش نه از سوى ما بود ، در سپاه خود جستجو نما ! خاقان جستجو كرد و چيزى نيافت ، پس از چند روز دوباره اين كار بكرد تا سه بار و در هر سه بار نوشيروان پوزش خواسته منكر آن از سوى سپاه ايران شد . اين بار خاقان همان دستور را به يكى از سرداران خود داد پس چون انجام داد نوشيروان نيز كس به گلايه گزارى فرستاد كه چه شده است ؟ چرا سربازان شما بر ما يورش آورده چنين و چنان كرده‌اند ! خاقان كس به پاسخ فرستاد كه چه زود برانگيخته شدى ، اين كار سه بار بر سر من آمده است و يك بار بر تو . نوشيروان كس فرستاده پيام داد ؛ اين كار كسانى است كه خواهان كشاكش [ 440 ] ما دو دوست هستند ، مرا رايى است اگر پذيرى ! بگذار من ديوارى ميان ما و شما بركشم كه دروازه‌اى داشته باشد ، پس از آن كس به كشور تو درنيايد مگر تو خواهان او باشى و كس به كشور من نيايد مگر من بخواهم . خاقان پذيرفت و به كشور خود بازگشت . نوشيروان به ساختمان ديوار با سنگ و سرب به پهناى سيصد ذراع پرداخت ، بلنداى آن را به كله‌هاى كوه رسانيد ، و از سوى دريا آن را به درون آب كشانيد . گويند : خيكها را پر باد كرده به روى آب بهم پيوسته بر روى آنها به ساختمان پرداختند ، « 1 » هر چند سنگينتر مىشد بيشتر در آب فرومىرفت تا خيكها به ته دريا بنشست سپس بر بالاى آن ساختن گرفت تا برابر بخش بيرون از آب ، با همان پهنا و بلندا شد . سپس دروازه‌اى آهنين بر آن نهاد و صد نگهبان بر آن گمارد ، تا راهى را نگهدارند كه پيشتر ، يكصد هزار تن نيز توان آن را نداشتند . پس او تخت خويش بر دماغه‌اى نهاد كه به درون دريا كشيده بود و سپس به سجده شد و خدا را از آنچه بر دست او انجام داده سپاس گزارد ، پس بر پشت دراز شده گفت : اكنون بياسودم . ] او گفت « 2 » : [ برخى دربارهء اين ديواره كه نوشيروانش ساخت چنين گزارش داده گويند : يك سر ديواره را در دريا ، تا آنجا پيش برد كه كسى نتواند از آن بگذرد . اين ديواره با سنگهاى چهارگوش مهندس تراش ساخته شده ، كه كوچكترين آنها را كمتر از پنجاه تن نتوانند جنبانيد و آنها را با ميخ و سرب به هم پيوسته‌اند . براى اين هفت فرسنگ ديوار ، هفت درگاه نهاده شده و بر هر درگاه شهرى با گروهى جنگاور فارسى كه به ايشان « انشاستكين » گويند ، ساخته‌اند . كه دولت ارمنستان وظايف مردان آن را مىپرداخت . ] پهناى اين ديواره به اندازه‌اى بود كه بيست مرد با اسبانشان بىتنش بر آن راه روند . او مىگفت : [ بالاى ديوار دروازهء جهاد « 3 » شهر دربند ، دو ستون سنگى هست ، بر هر ستون يك تنديس شير از سنگ سپيد هست و در پايين‌تر از آن دو سنگ هست كه بر هر يك تنديس دو شير بچه و نزديك دروازه تنديس مردى از سنگ است كه در ميان دو

--> ( 1 ) . مقدسى ، هنر ساختمان در آب را به نياى خود ، ابو بكر بنّا نسبت مىدهد كه ديوارهء بندر عكا را بر چوبهاى بر هم بسته بر روى آب بساخت ( احسن التقاسيم ع 163 ، ترجمه 229 ) . ( 2 ) . گفتهء منصور از زبان ابو العباس طوسى ، در صفحهء پيشين . ( 3 ) . متن : « باب الجهاد » . اين جز « باب الجهاد » است كه در آسياى صغير در مرز روم بوده است . ( لسترنج : 142 ) .